خرید بک لینک
امشب و دیشب خابی ندارم...دارم با خودم کل کل میکنم...دارم ی اعتمادی رو از خودم پس میگیرم...نه بدبینم نه خوش بین...رها میشم بدست باد...گذر زمان الان چیز خوبیه...یهویی یاد نوزده سالگیم افتادم دلم برای خودم تنگ شد ب خودم گفتم کاش انقد ناراحت نبودی ..اصلا تو چت بود؟؟امیدوارم از الانم لذت ببرم...لابد چند سال دیگه واسه الانم تنگ میشه...ولی نوزده سالگیم ...چیزی نگم بهتره...ی سوالی از خودم دارم...

برچسب: امشب شب مهتابه,امشب,امشب ميخوام مست بشم,امشب دلم گرفته,امشب شب مهتابه سیما بینا,امشب چی بپزم,امشب شبه مهتابه,امشب شب عشقه,امشب ای ماه,امشب چه شبیست, نویسنده: مانی حیدری تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 20:18

هرگز چيزي را بر زبان نياوريد که از ارزش شما بکاهد.)امام حسين عليه سلام(

برچسب: حديث ناب,حديث نبوي,چهل حديث ناب,يك حديث ناب,حديث كل ذي ناب,نابلسي حديث,حديث محمد راتب نابلسي,حديث ناب از حضرت زهرا,حديث ناب از امام رضا,حديث ناب از امام حسين, نویسنده: مانی حیدری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 16:47

باید ی کاری کنم..بچه ها برام دعا کنید تمرکزمو بدست بیارم...و انقدر درگیر حاشیه نشم...ممنون

برچسب: نویسنده: مانی حیدری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:26

پريشب بهم ي چيزي گفتي ک بمونم،دروغ گفتي؟من فقط نميخام کار اشتباهي کنم،يعني الان فراموشت کنم بعدش تو برگردي ديگه دير باشه،يا بر عکس منتظرت بمونم بعدش تو حرفتو پس بگيري...کاش ميتونستم تصميم درست بگيرم ،اميدوارم حقيقت زودتر روشن بشه..

برچسب: lpsk h ad,lpsk d'hki,lpsk adalah,lpsk cijantung,محسن رضايي,lpsk n gj,lpsk hfvhidl chni,محسن رناني,محسن كيايي,lpsk h ad aivchn, نویسنده: مانی حیدری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 10:23

بعضی وقتا به سنم ک فکر میکنم یهو میترسم...نه بخاطر این ک گذشت..بخاطر اینکه هیچ کاری نکردم...چرا بعضیا خیلی راحت تک تک مراحل زندگی رو طی میکنن..اما بعضیا مثل من نمیتونن..در حالی ک خیلی کارا رو دوس دارم انجام بدم..بیشتر ب مشکلاتم فکر کردم...تا ب اینکه چی خوشحالم میکنه...الان 23 سالمه...احساس میکنم خیلی عقب افتادم...شاسد خیلیا بگن اول راهی...درست قبول..اما منتو نوزده سالگی هم یادمه میترسیدم ک کاری نکنم...احساس تنهایی میکنم...دوس ندارم توهمی باشم..مثلا در مورد محسن..رابطمون فقط احساسی بوده...درسته همیشه ب ازدواج اشاره کرده...اما هیچ شناختی از خانواده های همدیگه نداری

برچسب: شما بگید چیکار کنم, نویسنده: مانی حیدری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 10:23

My-favorite-life.bogfa.com

برچسب: نویسنده: مانی حیدری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 5:43

نميدونم چجوري بگم..بعضي وقتا يه اتفاقاتي ميفته که هاج و واج ميموني..اشتباه نکنيد اين مسئله در مورد محسن نيس!يکي از دوستان صميمي دبيرستان ،ي ماهه قبل عروسيش بود،منم با خواهر جانو مامانم رفتم،خيلي هم خوشحالم بودم،ازين بابت ک رفيقمم خوشحاله ک دوستاش اومدن،فرداي عروسيشم زنگ زد کلي تشکر کرد،تا اينکه دو هفته قبل ،براي خواهرم ي خواستگار معرفي کرد،حالا خواهرم گفت ک ما ک نميدونيم کيه شماره خونه رو نده،اما رفيقم گفت ک آشنا بشين اين حرفا،ازونجايي ک رفيقم منو خوب ميشناسه قبول کرديم و شماره بابا رو داديم ب خواست خودش ،چشتون روز بد نبينه ،اون آقا ب بابام زنگ زد

برچسب: روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی,روزنوشت مهاجرانی,روز نوشت محمد نوری زاد,روزنوشت,روز نوشته های یک معلم,روز نوشته,روز نوشته های من,روزنوشته های پرویز درگی,روز نوشتن دعای شرف شمس,روز نوشت های من, نویسنده: مانی حیدری تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 14:49

شايد همه ي اين اتفاقات تقصير من بوده ک زيادي ب آدماي اطرافم خوش بينم،تا الان ک تجربه کردم و آدما رو شناختم،بايد ب خودم احترا بزارم و زود آدما رو وارد زندگيم نکنم،چون اين اولين بار نيس ک از ي دوس رو دست ميخورم،پس ايراد از رفتار خودمه صد در صد،خدايا شکرت..اينارو مينويسم فقط جنبه ي خالي کردن نداره،شمايي ک داري ميخوني،باور کن،تجربه نکن،اول ب خودت احترام بزار بعد خانوادت بعد ديگران....

برچسب: ahd camera,ahd elite,ahd vintners,ahd vs tvi,ahd supplement,ahd disease,ahd hybrid dvr,ahd paper co,ahd tracker,ahd international, نویسنده: مانی حیدری تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 14:48

ی چند ساعت حالم خوبه..یهو ک فکر از دست دادنت میاد سراغم دیوونه میشم..خوبه باز ی چیزی بنام گریه کردن وجود داره...کاش بت نمیگفتم ک بدون تو میمیرم..کاش انقد خیال تو راحت نمی کردم..فک میکردم تو هم از جنس منی...نباید هیچ وقت خیال تو راحت کرد...چون اذیتم میکنی..چته ها؟؟؟الان میدونم کمین کردی تا من پیام بدم...چرا ؟؟چرا با من در جنگی؟؟اینجوری خودمو قانع کردم ک اگه منو راستی راستی بخای برمیگردی...خب من اشتباهی نکردم ک مثل مرغ سرکنده اینور اونور میپرم تا تو منو بگیری...مگه من چیکار کردم..جز ی اشتباه زیادی متوقعت کردم...چون تو ازون دست پسرایی نبودی ک منطقی باشی...تلافی همه

برچسب: نویسنده: مانی حیدری تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 14:48

خدايا نه ميخام خودخواه باشم و نه ميتونم ازش دل بکنم،خدايا ب تو پناه ميارم ،،اين روزا ک از همه جا درمانده شدم تازه پيدات کردم،خدايا من تا حالا واسه رسيدن ب کسي گريه نکردم،انگار اين آدم تو دلم خونه کرده،بچه ها شما برام دعا کنيد ،منم براي همتون دعا ميکنم ،ايشالله همگي عاقبت ب خير بشيد و حسرتي نداشته باشيد

برچسب: دلم گرفته,دلم گرفته ای دوست,دلم گرفته ای خدا,دلم گرفته اي دوست,دلم گرفته خدا,دلم گرفته شعر,دلم گرفت ای هم نفس,دلم گرفت,دلم گرفته ای رفیق,دلم گرفت حامی, نویسنده: مانی حیدری تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 14:48

دو روزه بهش پيام ندادم،کار عاقلانه همينه،چرا هميشه حرف دلمو گوش ميکنم،وقتي از کسي دلخورم چرا بهش پيام بدم؟؟هر دليلي هم ک وجود داشته باشه باز اين کار اشتباهه،مگه اينکه واقعا من مقصر باشم،ک نيستم،از ي بابت مقصرم که هميشه زيادي توضيح دادم و خودمو مقصر نشون دادم،بخاطر علتقم،اما ب خاطر علاقه ک نبايد داغون شد،اصلا از حال و روز خودم راضي نيستم،دارم ب اين فکر ميکنم چقدر خوبه همينجوري ادامه بدم،بي نياز شدن حس خوبيه،شايدم حقم بوده،از خدا گله اي ندارم،نميتونم دروغ بگم منم اشتباه کردم،حوصله ي گوشي ندارم،ديروز تو خيابون اکثر قيافه ها رو ک نگا ميکردم،همشون

برچسب: صبورا,سبورت,صبورانه های من,صبورالله سياه سنگ,صبورانه منیژه,صبورا چت,صبوران پلاستیک,صبورالله سیاه سنگ,صبورا شریف,صبورا خنجری, نویسنده: مانی حیدری تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 4:23

سلام خیلی خوشحالم که بالاخره وبلاگمو ساختم ..اینجا قراره دفترچه ی خاطرات روزانم بشه و همینطور تراواشات ذهنیازینکه دوستای جدیدی پیدا کنم خیلی خوشحال میشم...آخرین روزای 22 سالگیمه...ناراحتم ازینکه به بطالت گذشت ولی خب خداروشکر سالممالان به خودم روحیه دادم...راستی تابستونم درسم تموم میشه ...البته سه چهار واحدی هم معرفی به استاد دارم...باهوشم ولی درس نمی خونم!چه فایده داره!دانشگاه آزاد میخونم...خیلی اوضاع وخیمه در دانشگاه بنده...البته همه جا اینجوری شده....جوانان ذوقی برای یادگیری ندارن...اینارو ب حالت شوخی نوشتم...همینجوری دور همی هستیم دیگه فعلا....خداروشکر

برچسب: سلام بلاگفا,سلام برای بلاگفا,کد سلام بلاگفا, نویسنده: مانی حیدری تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 2:30

سلام..امروز همه ی پستامو پاک کردم..دلیل خاصی هم نداشتم..شاید میخاستم برای خودم تلنگری باشه تا بدونم وارد ی مرحله دیگه از زندگی شدم...عذرخواهی میکنم ازینکه نظراتتون پاک شد..پست اولمو البته نگه داشتم...قراربود درسم تابستون تموم بشه ولی خب نشد..چون ثبت نام نکردم...فردا یا پسفردا میرم دانشگاه الباقی واحدهارو انتخاب کنم و تموم بشه...یهو کاری پیش اومد باید برم...زود میام حرفام تموم نشدن

برچسب: برنامه های جدیدی دارم واست, نویسنده: مانی حیدری تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 2:30

سلام ..امروز فهميدم که دروغ ميتونه مرگ آفرين باشه ،تصميم گرفتم راستشو بگم هميشه حتي اگه تنهاي تنها بشم،چون واقعا دروغ زشته ،چه دروغ بگي ،چه دروغ بشنوي،حتي گاهي خودمونم ب خودمون دروغ ميگيم،مثلا امروز ک پستامو پاک کردم،ي آقايي اومدن ناراحت شدن،نفهميدم چرا،سعي کردم توضيح بدم طبق عادت هميشگيم،اما الان پشيمونم،بخاطر اينکه ناراحتيش بيجا بود،دلم خواست پستامو پاک کنم،بنا ب دلايل شخصي،گفتم حالا بگم اينارو،رو دلم سنگيني نکنه،خيلي خوب ميشد اگه انقد از دست هم شاکي نميشديم و هر حرفي رو ب زبون نمياورديم،کل زندگي همينه ،احترام،بس. بگم ک موضوع دروغ ربطي ب مو

برچسب: نویسنده: مانی حیدری تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 2:30

صفحه بندی